الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
480
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
جنيين را بدون زندگى اين دنيا فرض كنيم . اگر قانون خلقت اين بود كه تمام جنينها در لحظه تولد خفه مىشدند و مىمردند چقدر دوران جنينى بىمفهوم جلوه مىكرد ؟ همچنين اگر زندگى اين جهان بريده از جهان ديگر تصور شود اين سر در گمى وجود خواهد داشت . زيرا چه لزومى دارد كه ما هفتاد سال يا كمتر و بيشتر در اين دنيا در ميان مشكلات دست و پا زنيم ؟ مدتى خام و بىتجربه باشيم « و تا پخته شود خامى ، عمر تمام است » ! مدتى به دنبال تحصيل علم و دانش باشيم هنگامى كه از نظر معلومات به جايى رسيديم برف پيرى بر سر ما نشسته ! تازه براى چه زندگى مىكنيم ؟ خوردن مقدارى غذا و پوشيدن چند دست لباس و خوابيدن و بيدار شدنهاى مكرر و ادامه دادن اين برنامه خسته كننده تكرارى را دهها سال ؟ ! آيا به راستى اين آسمان گسترده ، اين زمين پهناور و اين همه مقدمات و مؤخرات و اينهمه استادان و مربيان و اينهمه كتابخانههاى بزرگ و اين ريزه - كاريهايى كه در آفرينش ما و ساير موجودات به كار رفته ، همه براى همان خوردن و نوشيدن و پوشيدن و زندگى مادى است ؟ اينجا است كه آنها كه معاد را قبول ندارند ، اعتراف به پوچى اين زندگى مىكنند ، و گروهى از آنها اقدام به خودكشى و نجات از اين زندگى پوچ و بىمعنى را مجاز و يا مايه افتخار مىشمرند ! چگونه ممكن است كسى به خداوند و حكمت بىپايان او ايمان داشته باشد و زندگى اين جهان را بىآنكه مقدمه اى براى زندگى جاويدان جهان ديگر باشد قابل توجه بشمرد ؟ . قرآن مجيد مىگويد : أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ